مدرسه ابتدائی شهدای هفته خانک

« » ..............................................................................« توانا بود هرکه دانا بود ***** ز دانش دل پير برنا بود »

امتحانات پایان سال
نويسنده : شمشیری - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

روی خط انتخابات:

قبل از هر چیز می خواهم احساس غرور و سربلندی خودم و تمامی ایرانیان عزیز را به جهان و البته دشمنان این مرز و بوم اعلام نمایم و بگویم که تا زمانی که مردم در صحنه هستند دشمنان ما در برابر ما یک بازنده همیشگی ، زبون و ناتوان هستند.

بله! منظور بنده انتخابات ریاست جمهوری دهم است که مردم بار دیگر حماسه آفریدند و مشت محکمی بر دهان دشمنان ایران عزیز زدند و با حضور حداکثری خود ثابت نمودند که این انقلاب ما روز به روز محکم تر و استوار تر خواهد شد.

امتحانات پایان سال:

برگزاری امتحانات پایان سال تحصیلی با موفقیت به پایان رسید و نتیجه در همان نظر اول مطلوب ارزیابی می شود. هرچند که تا تصحیح کلیه برگه های امتحانی نمی توان با اطمینان کامل سخن راند. ولی امید است که تلاش های اینجانب در رشد و تعالی دانش آموزان که آینده سازان ایران عزیزاند مفید به فایده واقع شده و سهم کوچکی در پیشرفت کشور عزیزمان که آرزوی تک تک افراد جامعه هفتاد میلیونی ایران است ایفا نموده باشم. تا چند روز آینده نتیجه این امتحانات را اعلام خواهم نمود و سال تحصیلی ٨٨-٨٧ برای دانش آموزان پایان خواهد پذیرفت و به تعطیلات تابستانی خواهند رفت. 

در انتها لازم است به تمامی همکاران گرامی و زحمت کش یک خسته نباشید عرض نمایم.


 
comment نظرات ()
 
فصل امتحان و کنترل اضطراب
نويسنده : شمشیری - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
 

« سالروز آزاد سازی خرمشهر را بر تمامی ایرانیان تبریک می گوییم  »

نکاتی چند در مورد اضطراب و راهای کنترل آن:

با توجه به فرا رسیدن فصل امتحان های پایان سال، ممکن است فرزندانمان در این روزها دچار اضطراب شوند که در ذیل به این موضوع پرداخته ایم. 

علل اضطراب:

1-نداشتن آمادگی کافی برای امتحان2-وجود رقابت درسی زیاد بین دانش آموزان3- سختگیری بیش از حد خانواده در مورد نمرات امتحانی 4- ترساندن کودک یا نوجوان از امتحان بوسیله اعضای خانواده یا اولیاء مدرسه 5- وجود برخی مشکلات روانی مثل وسواس و... 6- ترس از عدم موفقیت در امتحان و ادامه تحصیل

 

برای کاهش اضطراب منفی ناشی از اضطراب امتحان بر عملکرد دانش آموزان توجه به نکات زیر ضروری است:

 

1- معلمین و مسئولین باید مراقب حالات دانش آموزان باشند و تلاش کنند تا جلسه امتحان را از حالت اضطراب زا بودن خارج کنند و به دانش آموزان کمک کنند تا به آرامش خاطر به سؤالات پاسخ مناسب بدهند. 2- به تفاوتهای فردی دانش آموزان توجه لازم نشان دهند و اگر تعیین وقت برای امتحان ضروری نیست از آن چشم پوشی کنند و اگر هر ضرورت داشته باشند باید رعایت حال دانش آموزان کند دست را نیز بنمایند.3- والدین از وحشتناک جلوه دادن امتحان جداً خودداری کنند و به نمره دانش آموزان اهمیت کمتری بدهند. 4- دانش آموزان با آمادگی بیشتری در جلسه امتحان حاضر شوند و کمتر به اهمیت امتحان فکر کنند و امتحان را صحنه مبارزه و جنگ تلقی نکنند در نظر بگیرند که امتحان وسیله و موقعیت مطلوب و مناسب برای سنجش آموخته های قلبی آنان است.

 

برای کاهش اضطراب امتحان رعایت نکات زیر در روز امتحان به دانش آموزان توصیه می شود:

 

1) حداقل سه ساعت قبل از امتحان به هیچ عنوان چیزی مطالعه نکنند.

2) بجای مطالعه اندوخته های ذهنی خود را مرور کنند.

3) در مرور ذهنی شتاب نکنند.

4) در مرور کردن به هیچ عنوان به کتاب یا جزوه مراجعه نکنند.

5) مطالعه نمونه سؤالات و دقت در پاسخ آنها به کمک اندوخته ای ذهنی و بدون    مراجعه به کتاب و جزوه مفید و مؤثر است.

6) برای پاسخ دادن به سؤالی که پاسخ آن را نمی دانند متحمل فشار عصبی نشوند ، ممکن است یک سؤال را در ابتدا نتوانند پاسخ دهند. ولی با اندگی تأمل و مطالعه بقیه سؤلات به جواب آن یک سؤال هم خواهند رسید.

7) اگر در مرور ذهنی با مطلبی مهم روبرو شدند به کتاب مراجعه کرده و فقط به دنبال همان مطلب گنگ و نامفهوم باشند و پس از یافتن آن کتاب را ببندید.

8) تلقین آرامش و عدم اضطراب در صد موفقیت را بالا می برد.

9) فهمیدن سؤالات امتحانی سی درصد موفقیت امتحان را تضمین می کند،چون برخی از دانش آموزان به علت عجله کردن و نفهمیدن سؤال گاهی با آنکه جواب آنرا می دانند ولی پاسخ اشتباه می دهند و از نمره ای که حق آنهاست محروم می شوند.

10)برای قبل و بعد از امتحان هیچ کاری را برنامه ریزی نکنید، چون این برنامه ها تمرکز شما را در این امتحان از بین می برد.

11) در موقع امتحان علاوه بر جهات روحی از نظر جسمی نیز باید خود را تقویت کنند و این استفاده از مواد غذائی مقوی و کم حجم امکان عمل با پذیر است.

12) اگر قبل از امتحان از غذائی سنگین استفاده کرده اند خوب است به وسیله پیاده روی و ورزش سبک به هضم آن کمک کنند.

13) از نظر لباس ، سردی یا گرمی هوا را در نظر بگیرند.

14) پانزده دقیقه قبل از امتحان در فضای برگزاری امتحان حضور به هم رسانند.

15) آشنایی با ممتحنین و افراد حاضر در جلسه خوب است،زیرا آشنایی به حالات جسمی و روحی و طرز برخورد یا راه رفتن آنها کمتر موجب حواس پرتی خواهد شد.

16) آشنایی با فضای جلسه و وضعیت درها و پنجره ها ،نور و گرما یا سردی هوا نیز برای امتحان لازم است.

 


 
comment نظرات ()
 
هفته معلم
نويسنده : شمشیری - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 « هفته معلم را بر تمامی همکاران زحمت کش تبریک و تهنیت می گوییم »

١٣/٢/ ١٣٨٨  امروز یکی از خاطره انگیز ترین لحظات زندگی ام بود.

صبح که رفتم به مدرسه بسیار غافلگیر شدم برای اولین بار بود که در تمام این سالها که معلم بودم چنین لحظه ای را تجربه کردم حتما شما هم بسیار مشتاق هستید که بدانید چه چیزی مرا غافلگیر کرد عجله نکنید برای شما هم داستان را تعریف خواهم کرد تا شما هم لذت ببرید.

به محض ورود من به کلاس صدای ترکیدن بادکنک ها اگر راستش را بگویم مرا کمی ترساند بعد از این ترس بود که تازه متوجه ماجرا شدم دانش آموزان مدرسه شهدای هفته خانک به صورت خود جوش و با همکاری یگدیگر یک جشن مختصری برای تجلیل از معلم خود و مقام تمام معلم های زحمت کش ایران عزیز برگزار کرده بودند.

 بعد از صدای بادکنکها همه نه دانش آموز مدرسه هرچند که تعداد شان کمتر از انگشتان دو دست است ولی با تمام وجود و از ته قلب و با دلی آکنده از مهر و محبت با همدیگر و یکصدا گفتند: « معلم عزیزم روزت مبارک » بازهم یک اعتراف شیرین : در پوست خود نمی گنجیدم .

سپس یکی از دانش آموزان به نمایندگی از بقیه آنها مقاله ای در باره معلم ایراد نمود و بعد به قسمت شیرین جشن رسیدیم «پذیرایی» بچه ها البته بهتر است بگویم دختر ها با سلیقه خود و بازهم با همکاری یکدیگر یک کیک بسیار زیبا و البته خوشمزه تهیه کرده بودند و از من خواستند تا آنرا ببرم و بین آنها تقسیم کنم این بهترین کیکی بود که در تمام زندگی ام خورده بودم .

برنامه بعدی اهدای هدایایی بود که دانش آموزان برای معلم خود آورده بودند. این بهترین جشنی بود که تا به حال در آن شرکت کرده بودم.

در آخر من هم از زحمات آنان تشکر و قدردانی نمودم و  مختصری در رابطه با معلم و هفته معلم برایشان صحبت کردم. 

بچه ها متشکرم...


 
comment نظرات ()
 
فصل بهار
نويسنده : شمشیری - ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸
 

فصل بهار

بهارم و بهارم

شادی با خود میارم 

 

شکوفه های سفید 

گل های تازه دارم

 

سه ماه دارم همیشه

فروردین اولیشه

 

اردیبهشت و خرداد

ماههای آخریشه 

 

در فصل بهار شکوفه‌ها در می‌آیند و برگ‌های سبز درختان رشد می‌کنند. گیاهان در خاک جوانه می‌زنند و با گرم شدن هوا برف کوه‌ها آب می‌شود و در نهرها جاری می‌شود. در روزهای آخر اسفند وقتی بنفشه‌ها را با برگ و ریشه و فلان و اینها در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند، ترافیک دهانی از مردم شهر صاف می‌کند که میتوانی رویش لیز بخوری.
مردم ایران در روزهای آخر سال سنت دیرینه‌ای دارند که به آن خانه‌تکانی می‌گویند که بسیار سنت پاکیزه و قشنگی می‌باشد. در این روزها همه خانه‌هایشان را تمیز می‌کنند و گرد و غبار خانه‌هایشان را می‌روبند و با این کار گرد و غبار دلهایشان را هم پاکیزه می‌کنند و با این که هر بلایی سر هرکسی بخواهند می‌آورند اما دلشان پاک است.
همه ایرانی‌ها در مراسم نوروز در آخرین ساعات سال در حالی که لباس نوهایشان را پوشیده‌اند در کنار یکدیگر و دور سفره هفت‌سین جمع می‌شوند. در سفره هفت‌سین هفت تا سین می‌چینند. سیر و سماق و سرکه و سبزه و سیب و سکه و سمنو. در توی تنگ آب یک ماهی قرمز حرکت می‌کند و منتظر است تا سال تحویل بشود. ماهی قرمز زیبا در داخل تنگ آب می‌خورد تاب اما تمام حواسش را جمع می‌کند که حرکاتش موزون نباشد. ما تمام شمع‌ها را روشن می‌کنیم و منتظر می‌شویم از تلویزیون یک صدای توپی بشنویم و بعد سال نو بشود. با آغاز شدن سال نو همدیگر را می‌بوسیم و سال نو را تبریک می‌گوییم.
ایرانیان از دیر باز سنت دید و بازدید عید نوروز را داشته‌اند که در آن به دیدن بزرگ‌ترهای فامیل و دوستان و آشنایان می‌روند اما اغلب اشتباهی به دیدار خانواده‌های غریبه می‌روند زیرا از فصل بهار گذشته تا امسال همه خانه‌هایشان را عوض کرده‌اند. زیرا هرسال که اجاره‌ها گران‌تر می‌شود بعضی خانواده‌ها که پول نداشته‌اند که اجاره خانه‌شان را بدهند در مناطق ارزان‌تر سکنی می‌گزینند. اما آن‌ها که خانه اقوام خود را پیدا می‌کنند و آن‌ها را می‌بینند کدورت‌ها را از دل بیرون می‌کنند و به جایش اجیل‌ها را به دل می‌ریزند.
در فصل بهار خانواده‌ها از صد لیتر بنزین اضافی خود استفاده می‌کنند و شادمان می‌شوند و همه فروش بنزین آزاد را به یکدیگر تبریک می‌گویند و با آن صدلیتر به اقصی نقاط کشور سفر می‌کنند. در عید نوروز که همه‌جا تعطیل است و شهر تعطیل است و زندگی کلاً تعطیل است مانیز همگی آدم‌های تعطیلی می‌شویم. من و خانواده‌ام به مسافرت می‌رویم تا ببینیم آیا می‌توانیم رکورد تصادفات جاده‌ای سال گذشته را بزنیم و همچنان در صدر جدول باقی بمانیم.
در فصل بهار با گرم شدن هوا که پرستوها به مناطق سردسیرتر مهاجرت می‌کنند تعداد زیادی از مغزهای ایرانیان هم مهاجرت می‌کنند به هرجایی که ایران نباشد.
هر سال در روزهای نزدیک به فصل بهار ایرانیان آیین و مراسمی دارند که در آن بودجه‌شان را به مجلس می‌فرستند تا ببینند آیا موفق می‌شوند در سال آینده نرخ تورم‌شان را افزایش بدهند یا که نه؟
با پایان فصل زمستان ننه سرما چمدانش را می‌بندد و روی کولش می‌گذارد و می‌رود و سرما را نیز با خودش می‌برد و ایرانیان خوشحال می‌شوند که دیگر نیازی به گاز ندارند. بهارخانوم با ظاهری آراسته و با دامنی از گل و شکوفه که تا زیر زانویش است از راه می‌رسد او زیر دامنش یک شلوار بلند و گشاد پوشیده است.

 
comment نظرات ()
 
عید باستانی نوروز
نويسنده : شمشیری - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧
 

« هر روزتان نوروز **** نوروزتان پیروزز »

سال ١٣٨٨ را بر تمام ایرانیان تبریک می گوئیم.

 تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است.اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

 

مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیـیـن ها در نخستین روزهای پائیز، یا زمستان و یا بهار می باشد.  آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغیـیـر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و الا نبـیـاء و ابوریحان بـیـرونی در آثار الباقیه گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردین بود. وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـیـعی بود، و طالع سرطان بود.  

آداب و رسوم

در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود : 

جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

به نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروز

بزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند

 محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته :  

 جمشید علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد می باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایـیـد، تا من آن کنم.  و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز رسم کردند.    

ابوریحان بـیـرونی پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند : چون جمشید برای خود گردونه بساخت، در این روز بر آن سوار شد، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیـدن این امر به شگفت شدند و این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نـشـیـنـند و تاب می خورند.  

به نوشته گردیزی، جمشید جشن نوروز را به شکرانهً این که خداوند " گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود " برگزار کرد و هم در این روز بود که " جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت به حرب دیوان و سیاهان و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. "  و سرانجام خیام می نویسد که جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقیقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همی کم شود؛ و چون جمشید، آن روز دریافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آیـیـن آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.   

در خور یادآوری است که جشن نوروز پـیـش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند، یاد آور     می شود که، " آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پـیـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " .   گذشته از ایران، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیـیـن هایی را در آغاز بهار سراغ داریم.  در منطقهً لیدی و فری ژی، براساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الههً باروری و معروف به مادر خدایان، و الههً آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگـُوست شاه در تمامی سرزمین فری ژی و یونان و لیدی  و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردین ) . 

صدرالدین عینی دربارهً برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا ( ازبکستان ) می نویسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـنی ها، راست آمدن این عید، طبـیـعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند : " حمل، همه چیز در عمل ". در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و دیگر حاصلات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.  وی در جای دیگر می گوید :   در بخارا " نوروز " را عید ملی عموم فارسی زبانان است، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای دینی به این عید که پیش از اسلامیت، عادت ملی بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم این عید را ترک نکرده بودند، رنگ دینی اسلامی داده، از وی فایده می بردند. از آیت های قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وی در نوروز از عادت های ملی بیـش تره بوده، تر کرده می خوردند. ولی برگزاری شکوهمند و باورمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بیـن همهً قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است، که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، علمی و فنی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ و در مقام مقایسه، امروز جامعـه و کشوری را با جشن و آیـیـن چندین روزه ای، که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایـی و عشایـری باشد، سراغ نداریم.   

اسفند ماه، ماه پایانی زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عید " به صورت نمادین و شگون، از روزگاران کهن، در همهً     خانه ها و در بین همهً خانواده ها مرسوم است. 

در ایران کهن، " بـیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد، بر ستونی گندم، برستونی جو و به ترتیب، برنج، باقلا، کاجیله ( گیاهی است از تیرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتی متر است )، ارزن، ذرت، لوبـیا، نخود، کنجد، عدس و ماش میکاشتـند؛ و در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی، این سبزه ها را می کندند و برای فرخندگی به هر سو می پراکندند ".  و ابوریحان نقـل می کند که : " این رسم در ایرانیان پایدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رویـیدن این غلات، به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند ".  

امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هایی چون گندم، عدس، ماش و ... می کارند.  موقع سال تحویل و روی سفره "هفت سین " بایستی سبزه بگذارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد.  این سبزه ها را در خانواده ها تا روز سیزده نگه داشته، و در این روز زمانی که برای " سیزده بدر " از خانه بـیرون می روند، در آب روان می اندازند. 

رسم و باوری کهن است که همهً اعضای خانواده در موقع سال تحویل ( لحظهً ورود خورشید به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سین گرد آیند.  در سفره سفید رنگ هفت سین، از جمله، هفت رویـیدنی خوراکی است که با حرف " س " آغاز می شود، و نماد و شگونی بر فراوانی رویـیدنی ها و فراورده های کشاورزی است - چون سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند این ها- می گذارند. افزون بر آن آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغی روی آینه، ماهی قرمز، نان، سبزی، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب دینی ( مسلمانان قرآن و زردشتیان اوستا و ... ) نیز زینت بخش سفرهً هفت سین است. این سفره در بیشتر خانه ها تا روز سیزده گسترده است.  

در برخی از نوشته ها از سفره هفت شین (هفت رویـیدنی که با حرف شین آغاز می شود) سخن رفته و آن را رسمی کهن تر دانسته اند.  در ریشه یابی واژهً هفت سین نظرهای دیگری چون هفت چین ( هفت رویـیدنی از کشتزار چیده شده ) و هفت سینی از فراورده های کشاورزی نیز بیان شده است.  پراکندگی نظرها ممکن است به این سبب باشد که در کتاب های تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به هفت سین نشده و از دورهً قاجاریه است که درباره باورها و رفتارها و رسم های عامیانهً مردم تحقیق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمی دانیم که آیا پیش از قاآنی هم شاعری هفت سین را در شعر خود آورده است؟

سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز          گو نباشد هفت سین رندان دُرد آشام را

میرزاده عشقی نیز در " نوروزی نامه " در اسلامبول در مسمطی برای آگاهی مردم آن دیار سروده : 

همه ایرانیان نوروز را از یاد بود کی

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ری

بساط هفت سین چینند و بنشینند دور وی

پوشیدن لباس نو در آیـین های نوروزی، رسمی همگانی است. تهیه لباس، برای سال تحویل، فقیر و غنی را به خود مشغـول می دارد. در جامعه سنتی توجه به تهیدستان و زیردستان برای تهیه لباس نوروزی - به ویژه برای کودکان - رسمی در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و امیران در جشن نوروز، برای نو پوشاندن کارگزاران و زیر دستان بود. ابوریحان بـیرونی می نویسد : " رسم ملوک خراسان این است که در این موسم به سپاهیان خود لباس بهاری و تابستانی می دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشیدن های نوروزی فراوان یاد کرده اند. و برای این باور است که در وقف نامهً حاجی شفیع ابریشمی زنجانی آمده است :هر سال شب های عید نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عواید موقوفه تهیه و به اطفال یتیم تحویل شود.  

سفرنامه نویسان دوره صفویه و قاجاریه، در شرح و وصف جشن های نوروزی، از لباس های فاخر مردم فراوان یاد کرده اند. خرید لباس نو و برخی وسیله های فرسوده ای که به مناسبت نوروز نیاز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزینه های فصلی - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکیل میدهد.  بسیاری از خانواده ها که در سوگ یکی از نزدیکان لباس سیاه پوشیده اند، به مناسبت نوروز، به ویژه هنگام سال تحویل، لباسی دیگر میـپوشند. کسانی که به هر علت لباس نو ندارند، می کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پیراهن - در هنگام سال تحویل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهای فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خیاط ها سفارش می دادند، نوبت های دوخت و کار شبانه روزی خیاطان یکی از دشواری های خانواده ها بود.  اگر در روزهای پیش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان های نیکوکاری رسم است که برای کودکان نیازمند لباس تهیه کنند، این کار نیک پیش از آنکه برای کمک و همراهی باشد، برای لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

این باور کهن را در نوشته ها، توصیه ها و توصیف های نوروزی، همواره می بـینیم که : از طبـیعت پـیروی کنیم، از درختان یاد بگیریم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشیم، که شگون شادمانی و آرامش است.  

در کتاب ها و سند های تاریخی و ادبی کهن، به ندرت از خوراکی هایی که ویژه جشن نوروز (یا جشن های دیگر) باشد سخن رفته است. نویسندگان و مورخان بحث از " خوردنی " ها را، شاید، پـیش پا افتاده، نازیبا و یا بدیهی می دانستند. در کتاب های قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف های دقیق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آیـین های دیگر کم نیست، ولی از نوع و ویژگی خوراک های جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و امیران و نه در خانه های عامهً مردم، سخنی نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هایی که در این هفتاد و پنج ساله اخیر درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردنی های سفره هفت سین، گاه از غذاهای ویژه شب پیش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده های سنتی شهرها و منطقه های مختلف یاد شده است. خوراکی هایی که با ویژگی های اقلیمی و نوع فراورده های هر منطقه هماهنگی داشت، و در عین حال بهترین و کمیاب ترین غذای منطقه بود؛ و همه قشرهای اجتماعی - فقیران نیز - میکوشند که در این روزها، برای فراهم آوردن غذای بهتر، گشاده دستی کنند و به گفتهً ابوریحان:"این عیدها، یکی از اسبابی است که تنگی روزی فقیران را به زندگی فراخ مبدل می سازد ". 

امروز در تهران و برخی شهرهای مرکزی ایران، سبزی پلو ماهی خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شاید بتوان گفت که غذای خاص نوروز در این منطقه است. " پلو " در شهرهای مرکزی و کویری ایران ( می توان گفت غیر از گیلان و مازندران در همهً شهرهای ایران ) تا چندی پـیش غذای جشن ها، غذای مهمانی و نشانه رفاه و ثروتمندی بود. و این " بهترین " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقیر و غنی - در شب نوروز بود. اگر نیک مردی در صد و پنج سال پـیش در استرک کاشان، ملکی را وقف می کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتیاع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالی استرک، وضیع و شریف، ذکور و اناث، صغیر و کبـیر، بالسویه برسانند "، بی گمان به این نیت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هیچ کس بی " پلو " نباشد. 

با پـیدایش و گسترش رسانه های گروهی صنعتی امروز چون روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، و وجود برنامه های گونه گون در معرفی جشن ها و آیـین های کهن، نوعی یکنواختی در فراهم آوردن وسیله ها و برگزاری مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بی گمان تبلیغات مؤسسه های تولید کننده کالاها نیز عاملی  موثر در این یکنواختی هاست.  

آرزوی سالی سر شار از شادی همراه با پیروزی در تمام زمینه ها برای تک تک ایرانیان  را داریم.  


 
comment نظرات ()
 
میلاد حضرت محمد(ص)
نويسنده : شمشیری - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧
 

***میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد ***

 

 

فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد


*******

دو خورشید جهان افروز   در دو صبحگاه آمد

*******

دو موسی در دو دریا  یا دو یوسف از دو چاه آمد

*******

دو رهرو یا دو رهبر یا دو مشعل دار  راه آمد

*******

دو شمع جمع بزم جان دو رکن محکم ایمان

*******

دو بحر رحمت و غفران  دو دست قادر منان

*******

دو آدم خو دو یوسف رو دو موسی ید دو عیسی دم

*******

دو شمع جمع انسانها  دو شاه کشور جانها

*******

دو باب الله احسانها  دو بسم الله عنوانها

*******
 

دو سرو باغ و بستانها دو باغ روح و ریحانها


******* 

دو واجب جاه  امکانها  دو مشعل دار کیهانها

*******
 

دو خالق را نماینده  دو قران را سراینده


******* 

دو رحمت را فزاینده دو دلها  را رباینده


 *******

یکی را بر اولیا سادس یکی را بر انبیا خاتم

 
 


 
comment نظرات ()
 
جغرافی چهارم
نويسنده : شمشیری - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
 

جغرافی چهارم:

جهات اصلی و فرعی
 
نقشه یک تصویر جغرافیایی است که اگر راه استفاده از آن را بلد باشیم با دیدن آن اطلاعات زیادی را بدست می آوریم. برای اینکه بتوانیم از نقشه استفاده کنیم باید زبان آن را بشناسیم.
نقشه به زبان خود می گوید : من چهار جهت اصلی دارم : شمال ـ جنوب ـ غرب و شرق نقشه به ما می گوید همیشه جهت شمال با لا نقشه است پائین نقشه جهت جنوب است طرف راست نقشه جهت شرق و طرف چپ نقشه جهت غرب است.
حال که زبان نقشه را یاد گرفتیم در تمامی نقشه ها چهار جهت اصلی را می توانید براحتی پیدا کنید.
هر نقشه چهار جهت فرعی هم دارد شمال شرقی که بین شمال و شرق است جهت فرعی جنوب شرقی که بین جنوب و شرق است جهت فرعی شمال غربی که بین شمال و غرب است جهت چهارم را آیا میتوانید معلوم کنید؟ درست است جهت جنوب غربی که بین جنوب و غرب است.
باشناخت جهت ها هم می توانیم ازنقشه خوب استفاده کنیم و هم روی زمین مکانهای مختلف را پیدا کنیم راه پیدا کردن تهاجمات جغرافیایی خارج از نقشه و بر روی زمین آسان است.
اگر طوری بایستید که دست راست شما به طرف محلی باشد که صبحها خورشید از آن طلوع می کند، جهت شرق است. پس دست چپ به طرف غرب خواهد بود. روبه روی شما، شمال و پشت سرتان جنوب است.پس کافی است که بدانید خورشید هر روز صبح از کدام سمت طلوع می کند.  
 

عکس های هوایی
 
بهترین راه برای تهیه نقشه چیست؟ اولین و بهترین قدم ، نگاه کردن به محلی است که می خواهیم نقشه تهیه کنیم. البته باید از منطقه بلند و مرتفع به محل نگاه کنیم مانند پرنده ها، پرنده ها به هنگا م پرواز، بهترین دید را از کره زمین دارند. انسان چه موقع می تواند چنین دیدی داشته باشد؟ وقتی که پرواز کند: امروزه انسان با وسیله پیشرفته و هواپیما و هلی کوپتر یا چرخ بال ، پروازمیکند و در مناطق مختلف زمین عکس می گیرد و از روی آنها نقشه تهیه میکند.
 
رشته کوه
 
وقتی ردیفی از کوهها با ارتفاعات مختلف در کنارهم قرار بگیرند به آن رشته کوه می گویند. رشته کوهها در جغرافیا بسیار مهمند چون بسیاری از مکانها را با نام رشته کوهها میتوان به سرعت پیدا کرد یا حتی نام بعضی از نقاط دنیا با اسامی رشته کوهها همراه است مانند رشته کوه هیمالیا که در شمال هند قرار دارد و یا رشته کوه آلپ که در جنوب اروپاست.
در کشور ما دورشته بسیار معروف است. شما نام آن رامی دانید؟
رشته کوه البرزو زاگرسرشته کوه البرز مانند دیواری در شمال ایران قرار گرفته و زاگرس از شمال غربی به طرف جنوب شرقی امتداد دارد. در ارتفاعات بلند رشته کوهها هر ساله مقدار زیادی برف ذخیره میشود که آب مورد نیاز زمینهای کشاورزی و یا آب معدنی را در طول سال تأمین میکند. به خاطر وجود آب در پای کوهها شهرهای پرجمعیت بیشتر در همین مناطق هستند چون وجود منبع همیشگی که آب مورد نیاز شهر را تأمین می کند بسیارمهم است زندگی درمناطق کوهستانی چندان ساده نیست به علت افزایش سرما در مناطق مرتفع کسی زندگی نمی کند. فقط دامداران و دامپروران که زندگی کوچ نشینی و ایلی دارند همراه با گله های دام خود به دامنه کوه یعنی به ییلاق می روند و با شروع فصل سرما به قسمتهای کوهپایه یعنی قشلاق باز می گردند . آیا می دانید به کدام قسمت کوه ، قله و به کدام قسمت کوهپایه می گویند ؟ بلندترین نقطة‌کوه را قله می گویند و آن قسمتهایی که به زمینهای هموار پای کوه وصل شده ، کوهپایه نام دارد . 
 


 
comment نظرات ()
 
جلسه اولیا و مربیان
نويسنده : شمشیری - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧
 

 جلسه اولیا و مربیان:

ابتدا به نام خدا و سپس سلام بر شما

در مورخه ١٠/١٢/٨٧ به منظور آگاهی اولیا دانش آموزان، از وضعیت آموزشی و همچنین تربیتی فرزندانشان از ایشان دعوت به عمل آمد در آموزشگاه حضور به هم رسانند تا در  رابطه با موضوع بالا، با آنان مشورت و همفکری کرده و نکات لازم را به ایشان ذکر نمایم .

که خوشبختانه بیشتر اولیا در این جلسه حضور یافتند. بعد از صحبت های مدیر آموزگار مدرسه و ایراد نکات و مطالبی در رابطه با وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان تعدادی از اولیا نیز به ایراد مطالبی پرداختند که مورد استفاده واقع شد.

در انتهای جلسه بعد از نتیجه گیری نهایی، از اولیا نیز تشکر و قدردانی شد و این نکته را که با همکاری انها امکان پیشرفت و سازندگی فرزندانشان و همچنین مدرسه  بیش از پیش میسر خواهد شد را متذکر شدیم و اتمام جلسه را اعلام نمودم. 


 
comment نظرات ()
 
 



« مطالب مورد نظر خود را در اینجا جستجو کنید »